همیشه
تا نامی از پیامبر و سیره ایشان به میان می آید، در ذهن مخاطب احادیث و توصیه های
اخلاقی و اجتماعی ایشان متجلی می شود؛ اما نباید از نظر دور داشت که ایشان در عین
حال دستورالعمل ها و برخوردهای سیاسی پندآموزی به دوستان و اطرافیان خود داشته
اند. درست است که نهج البلاغه حضرت علی (ع) و خاصه نامه ایشان به مالک اشتر را میتوان
منشور جامع رفتار کارگزارن در حکومت دینی دانست؛ اما بازخوانی مواضع پیامبر
اسلام به عنوان معمار اول، اولین حکومت دینی در مدینه النبی ناگزیر به نظر می رسد.
در این بحث به چند ماجرا، از جمله ماجرای پیامبر و ابوذر پرداخته و به ذکر دو حدیث
ارزشمند از ایشان پیرامون الزامات مدیران در جامعه دینی اکتفا می کنیم.
شناخت شخصیت سترگ و
تاریخ زندگی ابوذر، اهمیت این ماجرا را بیش از پیش بر ما آشکار می کند. شخصیتی که
پیامبر درباره وی فرمودند: “بیشترین عبادت ابوذر تفکر بود”. ابوذر از معدود خواص
دلسوز عصر پیامبر بود که که در ماجرای سقیفه حضرت علی علیه السلام را تنها نگذاشت
تا در غربت ربذه با شهادت، اجر مجاهدت خود را در برابر ثروت اندوزی دستگاه اموی
تکمیل کند.
ماجرا از اینجا شروع می
شود که پس از استقرار حکومت نبوی، ابوذر همان طور که در جهاد و شهادت پیش قدم بود،
برای کمک به جامعه نو ظهور دینی پیش قدم شد و از سر وظیفه و صداقت به پیامبر
فرمود: آیا درحکومت به من مسئولیت می دهی؟ پیامبر دستی به شانه ابوذر زده و می
فرمایند: من تو را به اندازه خودم دوست دارم و هر چه برای خود بخواهم، برای تو نیز
می خواهم ولی تو برای مدیریت ضعیف هستی؛ نظر من این است که تو مسئولیت یک جمع دو
نفری را هم قبول نکن، حتی اداره اموال یک یتیم را هم قبول نکن! چرا که اینها همگی
امانت الهیاند، نباید ذره ای از حقوق مردم پایمال شود و به مردم توهین شود. پیامبر
در ادامه به ابوذر می فرمایند: مسئولیت حکومتی برای کسانی که به تکلیفشان درست عمل
نمی کنند و حقوق مردم را تضییع می کنند، روز قیامت حاصلی جز رسوایی و پشیمانی به
همراه ندارد و تنها کسانی پشیمان نیستند که شایستگی آن را داشته و آن تکلیف را به
درستی ادا بکنند.(۱)
باز پیامبر اکرم در
روایتی مهم می فرمایند: هر کس در جامعه اسلامی مسئولیتی قبول کند، اعم از اینکه
این مسئولیت، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و… باشد، در
حالی که می داند شخص دیگری از او برای این مسئولیت شایسته تر است و باز هم این
مسئولیت را قبول کند، او به «خدا و پیامبر و جامعه دینی» خیانت کرده است.(۲)
ایشان
در روایتی کلیدی صاحبان و
وارثان حقیقی این امانت الهی را
این گونه به ما معرفی می کنند تا جامعه دینی خادمین واقعی خود را بشناسد:
“به خدا در حکومت
اسلامی به کسانی که به دنبال ریاست هستند، هیچ
مسئولیتی، حتی مسئولیت کوچکی نخواهم داد. من در حکومت به کسانی مسئولیت می دهم که
از مسئولیت حکومتی فرار می کنند، چون می دانند امانت خدا و مردم
است. میروم آنها را از خانه هایشان بیرون میکشم و از آنها خواهش می
کنم که قبول مسئولیت کنند.”(۳)
از مطالب فوق می توان
به اهمیت شایسته سالاری و وجوب توأمان تعهد و تخصص در پذیرش مسئولیت ها پی برد.
برای کشور ما که به طور میانگین هر ساله شاهد برگزاری آزمون انتخابات و انتخاب
مدیران حکومتی هستیم، بازخوانی دیدگاه های پیامبر اسلام هم برای شخصیت های سیاسی و
هم برای مردم ضروری به نظر می رسد تا بیش از این با هجوم مراجعین برای پذیرش
مسئولیت، شاهد اسراف وقت، هزینه و ریخت و پاش های تبلیغاتی برای پذیرش این امانت
خطیر الهی نباشیم. با مرور دیدگاه های حضرت رسول (ص) می توان به این نتیجه رسید که
تنها برداشت های غیر دینی و سطحی از مفهوم مسئولیت در حکومت دینی، کسب مطامع و
منافع شخصی می تواند باعث هجوم افراد برای کسب پست و مسئولیت در حکومت دینی باشد.